ثبت نام

شکاف نوآوری: چگونه کشورهای جنوب جهان می‌توانند مالکیت معنوی را به کار گیرند 

تنها حدود ۲٪ از کل فعالیت‌های ثبت اختراع در سراسر جهان از آمریکای لاتین، کارائیب و آفریقا است و این تصادفی نیست.

درباره نویسنده:

والتر بریتو گاسپار محقق مرکز فناوری و جامعه در دانشکده حقوق FGV، ریودوژانیرو است. او در سال ۲۰۱۵ از دانشکده حقوق FGV ریودوژانیرو فارغ‌التحصیل شد و دارای مدرک کارشناسی ارشد سلامت جمعی از مؤسسه پزشکی اجتماعی در UERJ (۲۰۱۷) است، جایی که او رابط بین نوآوری، مالکیت معنوی و دسترسی به داروها را مطالعه کرد. او دریافت‌کننده بورسیه در برنامه آموزشی Fundação Botín برای عملکرد عمومی در آمریکای لاتین (۲۰۱۳) بود و به عنوان محقق در Fiocruz و بنیاد Shuttleworth در پروژه‌ای مرتبط با مالکیت معنوی و دسترسی به داروها (۲۰۱۷) مشغول به کار شد. او همچنین به عنوان هماهنگ‌کننده ملی سازمان مردم‌نهاد دانشگاه‌های متحد برای داروهای ضروری (۲۰۱۳-۲۰۱۶) خدمت کرد.


به عنوان بخشی از پروژه آینده سیستم های علمISC در پی تعمیق درک ما از چگونگی تغییر رویه و سازماندهی جهانی علم توسط فناوری‌های نوظهور است. از نویسندگان منتخب جامعه ISC دعوت شد تا در مورد پیامدهای این موضوع در حوزه‌های مختلف علمی تأمل کنند.


حقوق مالکیت معنوی (IP) بر دانش، زیربنای بخش بزرگی از اقتصاد امروز است. از داروسازی و نرم‌افزار گرفته تا کشاورزی و انرژی پاک، ارزش به طور فزاینده‌ای نه تنها از طریق کالاهای فیزیکی، بلکه از طریق تحقیق، داده‌ها و نوآوری ایجاد می‌شود. صنایع جدید و سنتی به طور فزاینده‌ای به داده‌ها و دانش علمی وابسته هستند، تا جایی که به دارایی‌های ناملموس ارزشمندی تبدیل شده‌اند که برنامه‌ریزی سیاست‌های عمومی و تصمیمات سرمایه‌گذاری تجاری را به طور یکسان شکل می‌دهند. 

با این حال، سیستم جهانی فعلی مالکیت معنوی ممکن است نوآوری را خفه کند و نابرابری‌ها را تعمیق بخشد. فقط حدود ۲٪ از کل فعالیت‌های ثبت اختراع در سراسر جهان این رقم از آمریکای لاتین، کارائیب و آفریقا می‌آید، جایی که بیشتر کشورهای جنوب جهان در آن قرار دارند. این رقم اخیر از سازمان جهانی مالکیت معنوی نشان می‌دهد که چگونه نوآوری همچنان به شدت تحت سلطه کشورهای شمال جهان است. 

نوآوری یک مسیر ساده نیست که در آن دانش علمی به طور منظم از آزمایشگاه به بازار به عنوان محصولات و خدمات جدید منتقل شود. در عوض، نوآوری در یک فرآیند اجتماعی پیچیده تعبیه شده است که در آن دانش از طریق تعاملات بین محققان، صنعت و دولت توسعه می‌یابد. در اوایل دهه 1940، اقتصاددان جوزف شومپیتر به طور مشهوری توصیف کرد که چگونه نوآوری از طریق «تخریب خلاق» اقتصادها را تغییر شکل می‌دهد و محصولات و روش‌های جدیدی را معرفی می‌کند و در عین حال ساختارهای تولیدی موجود را متحول می‌سازد.  

قوانین جهانی، نتایج نابرابر 

در ابتدایی‌ترین سطح خود، حقوق مالکیت معنوی از اختراعات، برندها و آثار خلاقانه محافظت می‌کند و به صاحبان آنها اجازه می‌دهد تا آنها را مجوز دهند یا از استفاده دیگران از آنها جلوگیری کنند. این حقوق مبتنی بر یک بده بستان است: خالقان در ازای عمومی کردن ایده‌های خود، انحصار موقت دریافت می‌کنند. با انتشار اختراعات، کتاب‌ها و علائم تجاری، جامعه می‌تواند از دانش مشترک بهره‌مند شود، در حالی که خالقان از حمایت قانونی برخوردار می‌شوند. با این حال، این تعادل منعکس کننده انتخاب‌های سیاسی خاص و زمینه‌های تاریخی است تا یک اصل اقتصادی خنثی. 

اگرچه اختراعات اولیه و حمایت‌های حق نشر به چندین قرن پیش برمی‌گردند، در طول قرن بیستمth قوانین مالکیت فکری در قرن بیستم به طرز چشمگیری گسترش یافتند، به ویژه در سال ۱۹۹۵ که از طریق سازمان تجارت جهانی به آن گره خوردند. جنبه‌های تجاری مرتبط با توافقنامه حقوق مالکیت معنوی (TRIPS). این توافق‌نامه شامل «دوره‌های ارفاقی» برای کشورهای در حال توسعه برای گذار به سیستم جدید و همچنین «انعطاف‌پذیری‌هایی» بود که به دولت‌ها اجازه می‌دهد حمایت‌های مالکیت معنوی را در جهت منافع عمومی، مانند بهداشت، توسعه یا دسترسی به فناوری، تنظیم کنند. 

علیرغم این مفاد، موافقت‌نامه‌ی تریپس با مقاومت شدید بسیاری از کشورهای جنوب جهان مواجه شد.  

کشورهای ثروتمند از موضع راحت صنعتی‌سازی پیشرفته، بر اساس شبکه‌های متراکم از نهادهایی که برای ترویج علم، نوآوری و تجاری‌سازی، از جمله نهادهای اجتماعی، طراحی شده بودند، مذاکره می‌کردند. برای کشورهای در حال توسعه، گسترش قوانین TRIPS معمولاً به معنای بستن مسیر صنعتی شدن و توسعه یا - همانطور که اقتصاددان ها-جون چانگ معروف گفت - "کنار گذاشتن نردبان" بود.  

تبدیل مالکیت فکری به ابزاری برای توسعه

با این حال، اگر مالکیت فکری در سیاست‌های گسترده‌تری که سرمایه‌گذاری‌های جدید مبتنی بر فناوری را جذب کرده و از فرار مغزها جلوگیری می‌کند، گنجانده شود، هنوز هم پتانسیل ایجاد انگیزه برای نوآوری در کشورهای جنوب جهان را دارد. دانشمندان به تدریج از لزوم تبدیل نتایج علمی به کالاهای قابل فروش آگاه‌تر شده‌اند، و بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی در حال حاضر قوانینی را در مورد ثبت اختراع در روابط خود با صنعت وضع کرده‌اند.  

آنچه مورد نیاز است، یک سیاست صنعتی فعال و فراگیر است که ظرفیت را در سطح ملی تقویت کند. قوانین جدید می‌تواند فرصت‌های واضح‌تری برای محققان ایجاد کند تا شرکت‌های زایشی ایجاد کنند و استارت‌آپ‌هایی را بر اساس تحقیقات راه‌اندازی کنند. در عین حال، دولت‌ها باید نهادهایی ایجاد کنند که دانشمندان، کارآفرینان و شرکت‌ها را در قالب سیستم‌های نوآوری ملی منسجم به هم پیوند دهند. 

استفاده استراتژیک از انعطاف‌پذیری‌های موجود در توافقنامه تریپس نیز به همان اندازه مهم است. اگرچه این ابزارهای قانونی به کشورها اجازه می‌دهد تا منافع عمومی و توسعه فناوری محلی را در اولویت قرار دهند، اما اغلب به دلیل فشار سیاسی، اعمال آنها در عمل دشوار است. هماهنگی قوی‌تر و ظرفیت قانونی برای عملی کردن این مفاد ضروری است. 

یک نمونه‌ی قانع‌کننده از چگونگی عملکرد این امر در عمل، مجتمع صنعتی-اقتصادی سلامت برزیل است. این سیستم نوآوری بخشی از طریق همکاری نزدیک بین مؤسسات علمی دولتی، تولیدکنندگان داروهای ژنریک و برنامه‌های تأمین مالی دولتی، با حمایت سیاست‌ها و مقررات قوی وزارت بهداشت برزیل، رشد کرده است. هنگامی که بیماری همه‌گیر کووید-۱۹ شیوع پیدا کرد، این سیستم قوی کشور را قادر ساخت تا فناوری‌های خارجی را جذب کند، تحقیقات علمی را به سمت توسعه فناوری‌های حیاتی هدایت کند و تولید را برای رفع نیازهای اضطراری بهداشتی سازماندهی مجدد کند. 

ساخت نردبان جدید 

کشورهای جنوب جهان باید آگاهانه عمل کنند تا اطمینان حاصل شود که مالکیت معنوی به عنوان کاتالیزوری برای ظرفیت‌سازی عمل می‌کند، نه مکانیسمی برای وابستگی. مالکیت معنوی ابزاری خنثی نیست. وقتی به حال خود رها شود تا در انزوا عمل کند، معمولاً به نفع شرکت‌های بزرگ و اقتصادهای ثروتمند است و نابرابری‌های موجود را تقویت می‌کند.  

بهره‌مندی از مزایای مالکیت فکری به نحوه مدیریت و ادغام آن در استراتژی‌های توسعه گسترده‌تر بستگی دارد. مالکیت فکری، هنگامی که با سرمایه‌گذاری عمومی قوی، سیاست‌های صنعتی و نهادهای نوآوری همسو باشد، می‌تواند به آزادسازی تأمین مالی، تشویق نوآوری محلی و حمایت از انتقال عادلانه‌تر فناوری کمک کند. تنها در این صورت است که سیستم‌های غنی دانش کشورهای جنوب جهان می‌توانند به طور کامل به رشد فراگیر کمک کنند، به اهداف توسعه ملی دست یابند و دانش مشترک جهانی را تقویت کنند. 


عکس از گتی ایمیجز از طریق Unsplash+

رفع مسئولیت
اطلاعات، نظرات و توصیه‌های ارائه شده در وبلاگ‌های مهمان ما، متعلق به مشارکت‌کنندگان انفرادی است و لزوماً منعکس‌کننده ارزش‌ها و باورهای شورای بین‌المللی علوم نیست.

با خبرنامه های ما به روز باشید