ثبت نام

علم مدرن: محرک‌های ژئواستراتژیک، فناوری و اجتماعی تغییر

یک سازمان علمی مقاوم، در عصر هوش مصنوعی و عدم قطعیت ژئوپلیتیک، نیازمند رویکردهای جدیدی برای حکمرانی، همکاری و پاسخگویی است.

نویسنده:

Sir Peter Gluckman

Sir Peter Gluckman

رئیس ISC، پروفسور ممتاز ONZ KNZM FRSNZ FRS

Sir Peter Gluckman

علم مدرن یک سیستم دانش است که از طریق مجموعه‌ای پیچیده و چندلایه از نهادهای ملی و فراملی، بازیگران بخش دولتی و خصوصی و مسیرهای متنوعی که تحقیقات را به عمل تبدیل می‌کنند - از طریق نوآوری، سیاست و انتشار دانش - فعالیت می‌کند. اما علم معاصر و نهادهای آن تحت تأثیرات متعدد خارجی، تأثیرات فناوری‌های جدید و مجموعه‌ای از بازیگران که به طور فزاینده‌ای متنوع هستند، در حال تغییر هستند. مرکز جغرافیایی ثقل علمی به سمت جنوب و شرق در حال حرکت است و پیامدهای گسترده‌ای برای چگونگی عملکرد علم در جهت پیشبرد منافع عمومی دارد. نقش بخش خصوصی و رویکرد خودمختارانه فزاینده آنها به تحولات در فناوری‌ها، تأثیر عظیمی دارد. تنش‌های ژئواستراتژیک، حوزه‌های امن برای همکاری فراملی را محدود کرده و فرصت‌ها را برای نسل بعدی دانشمندان محدود می‌کند. اما در حالی که علم تحت تأثیر تأثیرات بیرونی قرار می‌گیرد و شاید توسط آنها شکل بگیرد، مهم است که علم منفعلانه واکنش نشان ندهد، بلکه به خود بنگرد که چه اقداماتی می‌تواند برای محافظت از نقش حیاتی علم به عنوان یک منفعت عمومی جهانی در جهانی پیچیده و در حال تغییر انجام دهد.

دوره خوش‌بینی فزاینده بین‌المللی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، شاهد دوره‌ای از جهانی شدن فزاینده، پیوندهای شمال-جنوب و پیشرفت فناوری بود که یک محیط اطلاعاتی نسبتاً مثبت، هرچند ناهموار، را تقویت کرد. برای علم، این امر شاید در سال ۲۰۱۵ با امضای توافق‌نامه پاریس در مورد تغییرات اقلیمی، آغاز اهداف توسعه پایدار (SDGs) و توافق چندجانبه چارچوب سندای برای کاهش خطر بلایا به اوج خود رسید. از آن زمان، دموکراسی‌های لیبرال با قطبی شدن، رکود اقتصادی، اطلاعات نادرست، اضطراب مهاجرت و تنش‌های ژئوپلیتیکی روبرو شده‌اند، زیرا یک محیط استراتژیک چندقطبی پدیدار شده است. کتاب راهنمای ژئواستراتژیک به طور فزاینده‌ای بر فناوری‌های نوظهور، احساسات ناسیونالیستی و روابط بین‌المللی معامله‌گرایانه، به جای استراتژیک، تأکید دارد. این امر تعهدات به یک نظم مبتنی بر قانون را تضعیف کرده، پتانسیل سازمان‌های چندجانبه را بازتعریف می‌کند و دیپلماسی علمی و تعهد به پیشرفت در مسائلی که با مشترکات جهانی روبرو هستند را به چالش می‌کشد. محو شدن مرزهای بین علم، نوآوری، اقتصاد و قدرت ژئواستراتژیک، تنش بین باز بودن و امنیت را تشدید کرده است. فشارهای اقتصادی بر دموکراسی‌های لیبرال، سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در علم را تهدید می‌کند و منابع را به سمت بازده‌های کوتاه‌مدت و نگرانی‌های امنیتی هدایت می‌کند، که اغلب با واکنش منفی عمومی محدودی همراه است.

رابطه بین علم و جامعه، حداقل در دموکراسی‌های لیبرال، تحت تأثیر محیط اطلاعاتی تغییر یافته و تغییرات در پویایی‌های اجتماعی قرار گرفته است. از آنجایی که علم با مسائلی روبرو است که بر منافع و ارزش‌ها مانند تغییرات اقلیمی و فناوری‌های واکسیناسیون تأثیر می‌گذارند، علم بیشتر به کانون توجه جناح‌بندی‌های سیاسی تبدیل شده است. این امر ممکن است منجر به پذیرش گزینشی علم یا رد آن و مورد حمله سیاسی قرار گرفتن علم و دانشمندان شود. با این وجود، علم همچنان مورد اعتماد نسبتاً بالایی در جامعه است.

اساساً تولید و انتقال دانش توسط فناوری‌ها و به‌ویژه هوش مصنوعی (AI) متحول می‌شود. هوش مصنوعی در حال تغییر شکل دادن به آنچه از نظر علمی امکان‌پذیر است، اینکه چه کسی تحقیق را انجام می‌دهد و چگونه تعالی تعریف و پاداش داده می‌شود، است. آلفافولد نشان می‌دهد که چگونه یک پیشرفت واحد می‌تواند به سرعت یک حوزه را از نو پیکربندی کند. هوش مصنوعی اکنون در حال تغییر هر جنبه‌ای از زنجیره علم از تخصیص بودجه گرفته تا کشف و گزارش‌دهی برای استفاده است. با محوری شدن هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل کلان‌داده، هنجارهای حاکمیتی برای مدیریت و اشتراک‌گذاری داده‌ها باید تکامل یابند و پیامدهایی برای کاربرد جهانی و همکاری بین‌المللی داشته باشند.

اما رفتارهای خود نهادهای علمی نیز می‌تواند اعتماد را تضعیف کند. نهادهای علوم عمومی و خود جامعه علمی هنوز در درجه اول تحت تأثیر انگیزه‌های خروجی مربوط به انتشار هستند تا هدف اساسی علم در پیشرفت دانش و کمک به جامعه. این انگیزه‌ها می‌تواند منجر به اغراق دانشمندان و نهادهای آنها در ادعاهای تأثیرگذاری بالقوه شود. هوش مصنوعی منجر به انفجار مقالات مشکوک و افشای رفتارهای نگران‌کننده در جامعه علمی شده است. مدل‌های مالی برای انتشار علم و گسترش سریع یک جامعه علمی بسیار رقابتی منجر به کارخانه‌های کاغذسازی، مجلات جعلی، سوءاستفاده از نسخه‌های پیش‌چاپ و افزایش مسائل مربوط به تکرارپذیری شده است. بررسی همتا به روش سنتی قادر به مقابله با این مشکلات نیست. اگر سابقه علم به خطر بیفتد، اعتماد به علم نیز به خطر می‌افتد.

توسعه سریع فناوری‌های مبتنی بر علم و به ویژه پلتفرم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، عمدتاً در بخش خصوصی و به شیوه‌ای نسبتاً نامحدود در حال رخ دادن است که از رفاه اجتماعی پیشی گرفته و ترکیبی از تأثیرات نامطلوب و مثبت را به همراه دارد. بسته به اینکه این شتاب فناوری چگونه تکامل یابد، ممکن است بر نحوه نگاه جوامع به فعالیت‌های علمی تأثیر بگذارد. این امر حتی بیشتر از فناوری‌های گذشته مانند اصلاح ژنتیکی، می‌تواند قرارداد اجتماعی بین علم و جامعه را محک بزند.

سیستم‌های علمی همواره توسط جریان‌های سیاسی و جامعه‌شناختی و حمایت‌های مالی - چه سیاسی، چه بشردوستانه و چه شرکتی - شکل گرفته‌اند. با تغییر شرایط اقتصادی و ژئواستراتژیک، سرمایه‌گذاری عمومی در علم باید هم با منافع در حال تغییر حامیان مالی و هم با اولویت‌ها و فناوری‌های جدید سازگار شود، که این امر تعیین‌کننده دستور کار و نحوه انجام و استفاده از تحقیقات را تغییر می‌دهد. این امر همچنین پیامدهای عمده‌ای برای چگونگی تمرکز فعالیت‌های علوم عمومی و به‌ویژه سازمان‌های کلیدی آن دارد.

در کشورهای توسعه‌یافته، سیاست‌های علمی متمرکزتر و جهت‌دارتر می‌شوند. در حالی که علم در اواسط قرن بیستم بر ملاحظات امنیتی، دفاعی و اقتصادی تأکید داشت، تأکید فزاینده‌ای نیز بر اهداف اجتماعی گسترده‌تر، از جمله نظارت بر سیستم‌های زیست‌محیطی و اجتماعی، وجود داشت. اما در مواجهه با چالش‌های اقتصادی و ژئواستراتژیک، سیاست در این کشورها با خطر عقب‌نشینی به سمت اهداف فوری اقتصادی و امنیتی مواجه است. این امر به نوبه خود، هنجارهای همکاری علمی بین‌المللی را به خطر می‌اندازد.

علم عمومی باید دانش عملی ارائه دهد، با این حال ساختارهای سازمانی و مالی فعلی اغلب در اتخاذ تصمیمات یا سیاست‌هایی برای رسیدگی به مسائل پیش روی منابع مشترک جهانی شکست می‌خورند. پویایی‌های سیاسی به این معنی بوده است که بسیاری از سیاست‌های عمومی بر کوتاه‌مدت متمرکز شده‌اند، در حالی که علم و بخش عمده‌ای از علم پایداری نیازمند تفکر بلندمدت است. اهداف توسعه پایدار (SDGs) در زمانی خوش‌بینانه‌تر تدوین شدند، اما ساختاری ناگزیر پیچیده و گیج‌کننده بودند. آن‌ها به روشنی توضیح نمی‌دهند که چگونه می‌توان به چالش اساسی ایجاد تعادل بین اقدامات لازم برای به حداکثر رساندن رفاه انسانی و اجتماعی با واقعیت‌هایی که استخراج منابع باید به حداقل رسیده و مدیریت شود، پرداخت.

عدم پیشرفت در مسائل مربوط به منابع مشترک جهانی، درخواست‌هایی را برای ترویج مدل‌های فراگیرتر علم - مانند رویکردهای میان‌رشته‌ای و تولید مشترک - که ذینفعان را از فراتر از جوامع علمی سنتی به خود جذب می‌کند، برانگیخته است. بررسی گسترده همتا اغلب ابزاری برای علم نیست، اما ممکن است کلید حفظ قرارداد اجتماعی آن باشد. انگیزه‌ها و ساختارهای درون سازمان‌های علمی و کانال‌های تأمین مالی بشردوستانه همچنان به سمت مدل‌های سنتی و محدود مبتنی بر پاسخ گرایش دارند و تأثیر دگرگون‌کننده را محدود می‌کنند. نیاز به تشخیص این نکته که جامعه انتظار دارد علم در درون آن جای گیرد، نه جدا از آن، کلیدی است.

سازمان‌های علمی باید در کنار تأمین‌کنندگان مالی عمومی و بشردوستانه و دانشگاه‌ها و آکادمی‌ها برای رسیدگی به مسائل داخلی نهاد علم که قرارداد اجتماعی علم را تضعیف می‌کند، همکاری کنند. نهاد علم تا حد زیادی فراتر از سیگنال‌های اجتناب‌ناپذیر و مناسب از سوی حامیانش، خودگردان بوده است، اما این خطر وجود دارد که فشارهای اجتماعی و سیاسی به دنبال تضعیف این خودگردانی باشند. اما انگیزه‌های موجود در سیستم علمی که رفتارها و فرهنگ‌ها را به گونه‌ای متمرکز می‌کنند که می‌توانند اعتماد را تضعیف کنند، مانع همکاری شوند، به مشارکت‌های جهانی بی‌احترامی کنند و اعتماد به سوابق علمی را تضعیف کنند، همگی باید مورد توجه قرار گیرند. تعامل بین علوم طبیعی و اجتماعی هنوز بهینه نشده است و تعامل بین جوامع علمی بخش دولتی و خصوصی نیاز به تمرکز دارد.

دسترسی و مدیریت داده‌ها به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مسئله اصلی برای همکاری‌های علمی است. قطب‌های اصلی فناوری، دیدگاه‌های سیاسی و عملی کاملاً متفاوتی نسبت به داده‌ها دارند. اما نیاز مبرمی به تقویت مدیریت داده‌ها و تضمین حفاظت از حریم خصوصی و مجوز اجتماعی برای هوش مصنوعی و کلان‌داده در تحقیقات و در واقع به طور گسترده‌تر وجود دارد. تنش ضمنی بین حاکمیت داده‌ها و استفاده آزاد از آن‌ها می‌تواند حل شود، اما نیاز مبرم به یافتن راهی برای مدیریت فناوری‌های دیجیتال، بیوفیزیکی و علوم زیستی فرامرزی که ممکن است تأثیر عمیقی داشته باشند، همچنان مبهم است و زمانی که علم و دیپلماسی باید با هم متحد شوند، یک چالش است.

علم مدرن نزدیک‌ترین زبان به یک زبان جهانی است و علم در همکاری رسمی یا غیررسمی با دیپلماسی نقش مهمی ایفا می‌کند، به‌ویژه با توجه به اینکه به سمت نیاز به بازنگری رویکردهایمان در مدیریت مسائل مشترک جهانی پیش می‌رویم، جایی که شور و شوق دهه‌های گذشته در برخی پایتخت‌ها با بدبینی و از دست دادن تمرکز جایگزین شده است. اما تعامل بین علم و دیپلماسی در محیطی که بسیار تعاملی است، باید عمل‌گرایانه باشد نه ایده‌آل‌گرایانه.

ما باید در عصر فناوری، آموزش و ارزیابی دانشمندان را مورد بازنگری قرار دهیم. در واقع این امکان وجود دارد که ظرفیت حاکمیت فناوری به دلیل دسترسی به زیرساخت‌های محاسباتی و فناوری محدود شود، به این معنی که برخی از اشکال علم ممکن است در کشورهای جنوب جهان یا کشورهای کوچک کمتر در دسترس باشند - ما به استراتژی‌هایی نیاز داریم که این خطر را که تنها می‌تواند منجر به نتایج ناعادلانه شود، به حداقل برساند. نیاز به مؤسساتی وجود دارد تا اطمینان حاصل شود که دانشمندان، چه در حوزه‌های اجتماعی و چه در حوزه‌های طبیعی، در زمینه‌هایی مانند: مجوز و قرارداد اجتماعی برای علم، اخلاق، تعاملات علمی-سیاستی، تعامل با سایر سیستم‌های دانش و ارتباطات علمی آموزش می‌بینند.

تاریخ بشر نشان می‌دهد که دانش، رفاه جوامع را پیش می‌برد، هرچند با پیامدهای سرریز که همیشه مثبت نیستند. تحقیقات به نیازهای اجتماعی از جمله امنیت، مدیریت و رشد اقتصادی خدمت می‌کند و به توسعه پایدار کمک می‌کند. اما باید از طریق رفتار، شفافیت ارتباطی و پاسخگویی خود، قابل اعتماد باقی بماند. علم نباید در پاسخ به فشارهای خارجی یا پیچیدگی‌های داخلی خود منفعل باشد. نقش رو به رشدی برای علوم ارتباطات، روانشناسی اجتماعی و علوم شناختی در کمک به آگاهی از چگونگی حفظ وجهه قابل اعتماد علم وجود دارد. بنگاه علمی باید اساساً فرآیندهای خودگردانی، انگیزه‌ها و همکاری خود را مورد بازنگری قرار دهد تا بتواند دانشی را ارائه دهد که هم معتبر و هم از نظر اجتماعی مرتبط باشد.

آینده علم به توانایی آن در سازگاری با واقعیت‌های ژئواستراتژیک متغیر، پذیرش مدل‌های گسترده‌تر تولید دانش و تنظیم مجدد انگیزه‌ها و حاکمیت بستگی دارد تا اطمینان حاصل شود که علم می‌تواند به عنوان یک نهاد قابل اعتماد، تأثیرگذار و در دسترس جهانی، همچنان در خدمت بشریت باشد.


عکس گتی ایمیجز برای Unsplash+

این وبلاگ که با همکاری شورای بین‌المللی علوم (ISC) و آزمایشگاه‌های سیاست‌گذاری مرزی (Frontiers Policy Labs) میزبانی می‌شود، بخشی از ... «حکمرانی نوین برای علم در قرن بیست و یکم»' این مجموعه به عنوان یک انجمن بحث پویا برای رهبری فکری در مورد آینده حکمرانی علمی عمل می‌کند. این ابتکار با فاصله گرفتن از مطالعات آکادمیک سختگیرانه، صداهای برجسته جهانی را گرد هم می‌آورد تا نظرات تیزبینانه، تحریک‌آمیز اما مبتنی بر شواهد و آینده‌نگر ارائه دهد. با انجام این کار، می‌خواهد در تعریف یک مدل حکمرانی انعطاف‌پذیر، فراگیر و شفاف که برای چالش‌های فردا مجهز شده است، مشارکت کند.

پست اصلی را ببینید اینجا کلیک نمایید.

با خبرنامه های ما به روز باشید